خرید بک لینک

+میگم تو منو نمیشناسی ، این آدمی که رو به روت میشینه و باهات حرف میزنه که من نیستم ، من خیلی سال پیش یه جایی توی پیچ و خم کوچه های تاریک جا موندم ، الانم اونقدر راه اومدم که بترسم از اینکه برگردمُ خودمُ رو پیدا کنم ! با قهقه بهت میگم! ببین!عزیزم ، رفیقم ، تو منو نمیشناسی، اصلا اینجا منی نیست که تو بشناسیش!

+ میگم اینجا دیوارا هر روز بهم نزدیک تر میشن! چند روزیه نفسم بالا نمیاد، احساس خفگی شدید میکنم ، قفسه سینم سنگینه ، دچار منگی ام ... برام توضیح میده که امکان داره این ناشی از هیپوکسی, (Hypoxia) باشه ، میگم این چه کوفتیه ؟ میخنده و میگه به زبان عادی هیپوکسی, یعنی کاهش اکسیژن تو بافت های بدن علائمش همین چیزاییه که تو میگی ، باتوجه به سردی هوا و تاثیر وارونگی تو آلودگی، همه اینا طبیعیه، یه روز مرخصی بگیری تو خونه بمونی حل میشه! واقعیت چیزی نتونستم بگم جُز باشه!

برچسب: نویسنده: کارن نوروزی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:02

صفحه بندی