خرید بک لینک

گاهی دلممیخواست من اون عابر پیاده بودم. که از کنارت میگذشت! من نزدیک ترین و دورترینم؟ شبیه رام ترین و وحشی ترین؟ تمام تضادها کنارم معنا پیدا میکنند؟ به صدای تو فکر میکنم، به خودم که کنار تو یه آذرخشم. کامو گفته بود من یک بار عاشق تصویر خودم در نگاه او شده بودم. من عاشق تو بودم. اول عاشق تصویرم در نگاه تو، بعد از من چیزی باقی نماند. تماما تو شده بودم. گاهی دلم میخواست مسافر کناری ات در تاکسی بودم. عشق با آدم چه کارها که نمیکند. تو دویده بودی؟ من بازی میکردم. بعد دویده بودم به تو رسیده بودم؟ حالا؟ حالا چقدر از من فاصله داری؟ به تو گفته بودم عشق چقدر ترسناک است؟ گفته بودم من از اون آدم هایی ام که اگر غرق شوم نصف و نیمه ندارد. خودم را خیس میکنم؟ تا سر؟ من تا ته دنیا تو را میخواستم. آن لانه ی کوچک گوشه ی سمت راست برای تو بود. تو جاگیر شده بودی؟ یا من...

برچسب: نویسنده: کارن نوروزی تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 15:42

صفحه بندی