خرید بک لینک

درواقع درجهان درونم چیزی که واقعا دلم میخواست این بود که میتوانستم با آدم ها مکالمه داشته باشم ، مثلا بتوانم با آن ها در مورد یک موضوع مشخص حرف بزنم و نگران ادامه پیدا کردن بحث نباشم اما در واقعیت (جهان بیرونی من) مدت ها بود که این اتفاق نمی افتاد ، مدت ها بود که همه چیز خارج از تحمل روانم شده بود. ساده ترین مکالمه ها برای روان خسته ی من ، یک وزنه ی سنگین غیرقابل تحمل بود. درواقع آنقدر از روانم در گذشته خرج کرده بودم که دیگر چیزی برای به اشتراک گذاشتن با آدم ها نداشتم. شروع رابطه و برقراری ارتباط با آدم ها ، که شاید یکی از بهترین اتفاق هاییست که در زندگی هر فردی می اُفتد برای من یه فرآیند فرسایشی غیرقابل تحمل شده بود. اصلا همه چیز برای من از همان ابتدا تمام شده بود. قبل از شروع ، همین که کسی به من نزدیک می شد و برای ارتباط برقرار کردن با من تلاش میکرد، صدای درون ذهنم جیغ میکشید که همه چیز را رها و با آخرین سرعت ممکن فرارکنم.که البته تا امروز اغلب همین کار را کرده ام.

+برای من نزدیک شدن به آدم ها ، باقی ماندن کنار آدمها ، کمرنگ کردن مرزهای شخصیم ، یکی از سخت ترین و بزرگ ترین مبارزه های شخصی ام بوده است. مطمئنا هرکسی در فرآیند رشد فردی اش مسائلی دارد که باید با آنها دست و پنجه نرم کند و شاید سالها در برابر خودش شکست بخورد ، با همه ی اینها با خودم فکر میکردم کاش قبل از اینکه از آدم ها انتظار داشته باشیم عکس العملشان در برابر اتفاق ها شبیه ما باشد ، فکر کنیم تک تک آنها ، کسانی بوده اند با گذشته ای متفاوت از ما ، که رفتار امروز آنها متاثر از آن است. با خودم فکر میکردم شاید گاهی بتوانیم به آدم ها فرصت بدهیم و آنها را با خودشان قضاوت کنیم.

برچسب: نویسنده: کارن نوروزی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 16:21

صفحه بندی