خرید بک لینک

تاحالا تو شهربازی تو رنجر نشستی؟دارم از حس ریزش دلت تو اون اوج و فرودای یهویی حرف میزنم! تو تمام اون لحظه ها هیچ وقت مطمئن نیستی که سالم میمونی تا آخرش یا نه! هیچ وقت مطمئن نیستی این بار که رفتی بالا قرار سالم بیای پایین یا نه !من آخرین بار خیلی سال پیش تجربه اش کردم ، بعد از اون شب به خودم قول دادم دیگه خودم رو توی همچین موقعیتی قرار ندم! به خودم وفادار بودم؟ لحظه هایی بوده که دلم برای تجربه دوباره اون هیجان لرزیده اما جلوی خودم رو گرفتم ، مدام از خودم پرسیدم مطمئنی ایندفعه سالم برمیگردی؟! تو میدونی من از چی دارم حرف میزنم! میدونم! این زرنگیه توعه دیگه! تو فکر میکنی من میدونم چی ام؟ یا کی ام؟ اصلا هستم؟ تو بلدی منو بخونی، اون روز تو آینه داشتم تو چشمای خودم نگاه میکردم.من میشناختمش؟ مرز بین اینکه بدونی ذهن باهوشی داری یا نه چیه بنظرت؟ اینکه بدونی همه ی چیزایی که داری میگی از خودته یا یکی دیگه؟! فکر کنم توام نمیدونی! چه سوالایی میپرسم! امروز به طرز احمقانه ای فلسفی شدم!

برچسب: نویسنده: کارن نوروزی تاريخ: چهارشنبه 18 دی 1398 ساعت: 11:01

صفحه بندی