من هیچ وقت آدم آرامی نبودم
... شاید در بازه هایی از زندگی زمان هایی بوده باشد که سکوت کرده باشم ، کم حرف تر شده باشم اما هیچ وقت آرام نبوده ام. حتی در این زمان ها هم شب های نا آرامی داشته ام. شب هایی پر از کابوس و وحشت! درواقع من همیشه پر از تنش بوده ام.پر از اضطراب هایی که تمام شدنی نبودند. پر از جنگ های داخلی ذهنی ؛ پر از عذاب وجدان های نابود کننده ، پر از ترس برای اتفاق هایی که خیلی وقت ها دست خودم نبودند . حالا نتیجه ی تمام این تنش ها فرسوده ترم کرده است . خسته تر شده ام . هر روز ناتوان تر می شوم. گاهی وقت ها دلم می خواهد هم چیز را رها کنم و بروم . هرچند که خودم می دانم نمی شود. خودم می دانم باید پای تمام این زندگی بایستم. گاهی وقت ها هست که دلم برای خودم می سوزد... بله ؛ در این دویدن های مداوم فرسایشی ؛ دلم برای کودکی که درونم نشسته است می سوزد... برای خستگی های عمیق اش... برای اینکه نمی تواند بایستد و غمگین نباشد... درد نداشته باشد.
برچسب: name,meaning,m,gif,and justice for all,like clockwork,l,es6,lost,symbol,
نویسنده: کارن نوروزی
تاريخ: سه
شنبه
23 شهريور
1395 ساعت: 19:06